ضعیف‌الاراده کسی است که با هر شکستی بینش او نیز عوض شود.
خوش آمدید - امروز : یکشنبه 14 آذر 1395
خانه » مقالات تاریخی » دانلود مقاله سلسله سلوکیان (اسالکه)

اطلاعیه سایت

با سلام و احترام خدمت شما بازدیدکنندگان

لطفا موارد زیر را به دقت مطالعه نمایید :

  • عزیزانی که به هر دلیل موفق به دریافت و یا دانلود فایل مورد نظرشان نشده اند (می توانند با مراجعه به صفحه تماس با ما مشکل خود را اطلاع داده تا مشکل آن ها برطرف گردد)
  • به اطلاع شما عزیزان می رسانیم با توجه به اینکه شبکه شاپرک اقدام به تهیه پروتکل امنیتی لایه باز کرده است و این شرکت نیز هم اکنون از نسخه 39 و نسخه های پایین تر مرورگر های گوگل کروم و موزیلا فایرفاکس پشتیبانی نمی کند، بنابراین الزامی است که برای پرداخت وجه مرورگر شما به روز شده باشد و از آخرین نسخه مرورگرتان استفاده کنید.

عدم آپدیت (به روز بودن) مرورگر باعث می شود، به جای صفحه درگاه بانک، خطای عدم تایید خرید را مشاهده نمایید.

راه حل : با آپدیت نمودن مرورگرتان، می توانید از بروز تراکنش های ناموفق پیشگیری کنید و خریدتان بدون مشکل انجام می شود.

دانلود مقاله سلسله سلوکیان (اسالکه)

دانلود مقاله سلسله سلوکیان (اسالکه) با 31 صفحه به صورت کامل و با فرمت اجرایی PDF

سلسله سلوکیان (Seleucid) که به طور مختصر اگر بخواهیم شیوه تشکیل این حکومت را بیان کنیم، سلوکوس که یکی از بهترین سربازان اسکندر مقدونی بود توانست بعد از این که رئیسش از دنیا رفت، با فتوحات و نبردهای خود دولتی را بنا نهد که در ادامه به طور مفصل داستان نبرد های او را برای شما بازگو می کنیم. لازم به ذکر است که این دولت را ایرانی ها تأسیس نکردند و این بار نوبت یونانی ها بود که بعد از اسکندر بر ایران پادشاهی کنند. پایتخت حکومت اسالکه سلوکیه نام داشت که اگر بخواهیم حدود آن را بگوییم در بین النهرین کرانه باختری احداث کرد. این شاهنشاهی به دست امپراطوری اشکانیان (پارتیان) از بین رفت. اگر شما هم مثل خیلی از محققین علاقه به مبحث تاریخ مخصوصاً تاریخ کشور ایران، بعد از این که امپراطوری هخامنشیان را معرفی کردیم، حالا نوبت به سلسله سلوکی ها رسیده که اگر خدا بخواهد و عمری باقی باشد به ترتیب بقیه سلسله ها را نیز معرفی می کنیم … . مطالب مهمی که در مقاله دولت سلوکی ها آورده شده است شامل پیدایش این حکومت، اسامی پادشاهان سلسله سلوکیان، تمدن اسالکه، هنر سلوکی ها، چگونگی از بین رفت این امپراتوری، روش های اداره حکومت و چندین موضوع دیگر می باشد.

توضیحات کامل درباره سلسله سلوکیان

تقریباً پس از مرگ اسکندر مقدونی از هم پاشیدگی امپراطوری او آغاز گردید. پیکار میان سرداران مقدونی پیشین شاه تا چند دهه ادامه داشت. نخستین مرحله این پیکار شامل درگیری ستیزهای پیوسته میان ساتراپ بود که هر کدام کوشش داشتند نفوذ و قدرت خود را روی ساتراپ ها یا چهره های دیگر برقرار کنند. کسانی که در رأس امپراطوری قرار داشتند (سرداران مقدونی، نخست پردمکا و سپس آنتی پاترا)، منظورشان این بود یکپارچگی امپراطوری را حفظ کنند و خود در رأس آن قرار گیرند. بعدها رفته رفته دولت های جداگانه ای در دوران قلمرو امپراطوری شکل گرفتند و پیکار برای تقسیم ارثیه اسکندر در گرفت. در روی ویرانه های امپراطوری اسکندر، سه مرکز اصلی به وجود آمد : مقدونیه (یونان که تابع آن بود)، دولت پتولم شامل (مصر، بخش جنوبی سوریه و چند استان آسیای صغیر) و سرانجام سلوکیان (قسمت آسیائی متصرفات اسکندر).

بنیانگذار سلسله سلوکیان

بنیانگذار دولت سلوکیان، یکی از محافظان جان اسکندر بود. به موجب پیمانی که به سال 321 قبل از میلاد میان ساتراپ ها بسته شد، بابل هم جزو قلمرو سلوکی گردید. سلوکی در نخستین سال فرمانروائیش سرگرم پیکار سخت به منظور استوار کردن حکومتش در بابل شد. نخست او ناگزیر با یکی از سرداران اسکندر به نام یومن درگیر شد، نامبرده در آشیای صغیر شکست خورد و با رزمندگان همراهش به خاور گریخت. در اینجا یومن ائتلافی از ساتراپ های محلی پدید آورد، اما به انگیزه عدم اعتماد متقابل و بی میلی ساکنان محلی درباره جدا شدن از مرکز  قدرت، این ائتلاف به هم خورد، اینگونه فرمانروای عالی آسیا با کمک آنتی گونا، یومن و متحدانش را از میان برد و تسلط کامل خود را بر سرتاسر ساتراپ های ایران و آسیای میانه برقرار کرد. سرانجام آنتی گونا خودش می خواست جای سلوکی را بگیرد، اما سلوکی از درگیری شدید آنتی گونا با ساتراپ های دیگر بهره برد، در حالیکه از فرمانروای مصر یعنی پتولم نیروهای کمکی در اختیار گرفت، به سال 312 قبل از میلاد به بابل برگشت، این سال آغاز فرمانروائی سلوکیان به شمار می آید. در هر حال سلوکی با پشتیبانی مردم محلی توانست قدرت خود را در تمام ساتراپ ها برقرار کند.

نقشه سرزمین سلوکیان

نقشه سرزمین سلوکیان

با شرایط مساعدی که پدید آمده بود (ادامه جنگ در غرب) سلوکی امکان یافت به شرق لشکرکشی کند و طی این لشکرکشی ساتراپ های ایران و آسیای میانه را تصرف کرد. در پایان لشکرکشی او با چاندراگوپتا بنیان گذار دولت های مائودی در هندوستان برخورد. جنگ میان آن ها با واگذاری تمام متصرفات هندی اسکندر به فرمانروای هندی پایان یافت، در عوض چاندراگوپتا 300 رأس فیل جنگی به سلوکی واگذار کرد که باعث تقویت نیروهای او شد. در سال های 304 و 305 قبل از میلاد سلوکی خود را پادشاه اعلام کرد، دیری نپائید سوریه شمالی را گرفت و به سال 281 ق.م قسمت عمده آسیای صغیر را به چنگ آورد، در این سال که او قصد تصرف مقدونیه را داشت، کشته شد.

سلوکیان در دوره شکوفائی جکومت شان قسمت عمده متصرفات آسیائی اسکندر را در دست داشتند ضمناً همان دشواری های زمان اسکندر برای کشورداری در این سرزمین در برابر جکومت تازه خودنمائی کردند. اما راه حل سلوکید ها در بیشتر موارد جور دیگری بود.

سیاست اسکندر که ایجاد یکپارچگی پارسیان و مقدونیان، به عنوان رعایای امپراطوری بود، در زمان سلوکیدها از میان رفت. تقریباً بیدرنگ پس از مرگ اسکندر پارسیان از مقام های مهم دولتی بر کنار شدند. سربازان مقدونی نمی خواستند که ثمره پیروزی هایشان را با پارسیان مغلوب تقسیم کنند، و سرداران (از جمله خود سلوکی) در شرایطی که پیوسته در حال جنگ بودند از گرایش های افراد ارتش پیروی می کردند، نمی توانستند (و نمی خواستند) سیاستی مخالف با خواسته های افرادشان را اجرا کنند. در این شرایط سیاست بازسازی سازمان جکومت با طرح های اسکندر تفاوت فراوان داشت. قشر مدیران دولتی همه مقدونی بودند که در رأس آنها شاه قرار داشت، در مرکز این سازمان جکومتی ، ارتش بود که فرماندهان آن همه مقام های عالی را اشغال کردند. مبنای حقوقی این نظام از پندار کهنی الهام می گرفت که به موجب آن فاتحان، مالک دارائی و زندگی مغلوبان به شمار می آمدند. استثمار مردم تنها به وسیله دستگاه دولتی انجام می یافت، اما این به آن معنی نبود که سلوکیان از اشراف متشخص مخلی به عنوان پشتیبان در کشورهای اشغال شده بهره نمی بردند. مثلاً روحانیون معابد محلی در شهرهای بابل از امتیاز های ویژه ای برخوردار بودند. امام در اصل حکومت سلوکیان به دست مقدونیان گرداننده می شد، و بقیه مردم که شامل اکثریت ثریب به اتفاق ساکنان بودند، از لحاظ اجتماعی در پست ترین وضع قرار داشتند. روابط اجتماعی موجود تغییر چندانی نکرد، اما یک قشر اجتماعی، مقام های بسیار عالی و تازه پدید آمد.

سیاست شهرسازی بنابر طرح های اسکندر، در زمان سلوکی ها از بین رفت. شهرهائی که اسکندر در مدت کوتاهی بنا نهاده بود، و همچنین شهرهای جدیدی که خود سلوکیان ساختند، حقوق «پلیس ها» را باز یافتند. این به آن معنی بود که محدودیت های سخت اسکندر درباره شوراهای شهری ملغی شد، و هم اکنون این شهرها تا اندازه ای خود مختاری به دست آوردند، این خواسته یونانیان بود که باعث کشانده شدن آن ها از زادگاهشان به شهرهای نو بنیاد خاور گردید.

بنا به منابعی که به دست آمده، سلوکیان در حدود 70 شهر بنا کردند. این رقم به نظر درست آید. مراکز اصلی شهرسازی سلوکید ها در شمال سوریه، بین النهرین و در ایران منطقه ماد بوده است. چند شهر هم در مناطق ایلام، پارس، کارامانی، گیرکان و پارت ساخته شدند. بعدها چند شهر به زودی ویران گردیدند، اما عده ای از آن ها مدت ها باقیماندند. گاهی شهرهای یونانی در نزدیکی شهرهای محلی ساخته می شدند (مثلاً شوش، اکباتان، هکاتومبیل) اما شوراهای شهری یونانی، با مردم محلی نمی آمیختند.

رژیم اجتماعی و سیاسی سلسله سلوکیان

توده اصلی مردم، دهقانان بودند و این ها وظیفه پرداخت مالیات های پولی و جنسی را به شاه داشتند. بیشتر اوقات دهقانان مالیات های خود را به نماینده شاه یعنی محصل مالیاتی تحویل می دادند. اما دهقانان ظاهراً وابسته و مفید به شمار نمی آمدند. این طبقه خود را آزاد می شناخت، اما روش کشور داری سلوکیدها چنان بود که رفته رفته دهقامام را به اسارت و بردگی می کشاند و آنها را از راه وابستگی به زمین به برده دولت تبدیل می کرد.

سیستم مالیاتی دولت سلوکیان کاملاً پیچیده بود. گذشته از مالیات اصلی به نام «فودس» که از شهر یا طایفه به گونه دسته جمعی وصول می شد، مالیات هایی از قبیل مالیات سرانه، مالیات بر معامله، مالیات بر ثروت، مالیات برده و غیره را از مردم می گرفتند. به ویژه مالیات «فودس» بسیار سنگین بود چون میزان آن به طور ثابت ثبت می شد و هیچ وقت کاهش نمی یافت. خشکسالی، ویرانی محل در اثر عملیات جنگی و … نمی توانستند مانع از پرداخت فودس شوند. همیشه بدهی به دولت وسیله ای بود که دهقان را مقید و وابسته به زمین می کرد. ماهیت دولت سلوکید به ویژه از سیاست مالیاتی آن روشن می شود، چون این سیاست بهترین وسیله برای استثمار رعایا به شمار می رفت.

قلمرو پهناور سلوکیان به ساتراپ ها تقسیم می شد. ساتراپ های سلوکیدی کوچکتر از ساتراپ های امپراطوری هخامنشی و اسکندر بودند. کوچک ترین واحد اداری، حوزه های مذهبی بودند. در رأس ساتراپ ها، ساتراپ دار قرار داشت که قدرت کشوری و لشکری را به دست می گرفت، ادارات مالی ساتراپ ها هم مستقل بودند.

یک نمونه سکه دوره سلوکیان

یک نمونه سکه دوره سلوکیان

زمین های دولت به دو دسته تقسیم می شدند : قسمتی متعلق به شخص شاه بود (املاک شخصی) و در قسمت دیگر شوراهای شهرها شریک شاه بودند. رؤسای دودمان های محلی، عشایر، جامعه ها و … اصولاً زیر حاکمیت شاه قرار داشتند. اما مرز مشخصی میان مفهوم حاکمیت و مالکیت وجود نداشت، چون همیشه رهبر قوم غالب دارای قدرت مطلقه بود بنابراین عمال شاه روی تمام زمین ها نظارت داشتند. اعمال قدرت از سوی شاه باعث تقویت او می گردید، والا دولت نمی توانست تنها به کمک شماره ناچیزی مقدونی سرزمین پهناور امپراطوری را بگرداند.

بنیان گذار گسترده شهرهای یونانی باعث پیشرفت نظام برده داری به شکل کلاسیک خود گردید. همراه با برده داری روش های دیگر به بند کشیدن توده ها رایج گردید. چیرگی مقدونیان و جکومت های یونانی به طور کلی اصول روابط اجتماعی موجود را تغییری نداد، حتی هنگام استیلای اینان وضع توده های مردم بدتر شد، استثمار آن ها شدیدتر گردید، و محدودیت توده ها به حد بردگی رسید. طبعاً این شرایط اعتراض توده های مردم محلی را برانگیخت و همین مسئله انگیزه ناپایداری سلسله سلوکیان شد. و در ظرف چند دهه پس از تشکیل این دولت گرایش توده ها به جدایی خواهی شدت گرفت.

سقوط سلسله سلوکیان

خاور (مناطق آسیای میانه و ایران) صحنه اصلی اجرای سیاست سلوکیان در زمان باستان بود. در زمان سلوکی اول پسر و وارثش به نام آنتیوک به عنوان دستیار شاه سیاست های این سلسله را در بخش خاوری متصرفات پدرش اجرا می کرد. برای تقویت موقعیت سلوکیدها شهرهای جدید در روستاهائی که لشکریان در آن پادگاه بودند، بنا گردید، شهرهای قدیمی نوسازی شدند و کارهای دیگری انجام گرفت .

اما بعداً این سیاست دگرگون گردید. مرکز ثقل سیاست سلوکی ها بیشتر به غرب انتقال یافت. جنگ های دامنه داری بر سر تسلط بر جنوب سوریه در گرفت (جنگ های سوریه)، ساتراپ های خاوری تابع دولت مرکزی به عنوان منابع برای استثمار تلقی شدند و این مناطق مراکزی تدارکاتی برای اجرای سیاست فعال در مرزهای باختری به کار رفتند. ساکنان یونانی و مقدونی مناطق خاوری نمی توانستند با این وضعیت سازگار باشند. در برابر دولت یک مشت مسائل پیچیده وجود داشت و اگر این مسائل حل نمی شدند بی گمان بهره کشی از منابع مادی و انسانی آن منطقه برای عملیات در غرب دشوار بود. به این انگیزه ها روحیه جدائی خواهی در خاور افزایش می یافت، و بیشتر ساکنان خواهان گسستن بند اطاعت از شاه سلوکی بودند. در نیمه سده سوم ق.م زمان مناسب برای انجام این منظور فرا رسید، در این هنگام، ستیزهای داخلی ارکان دولت سلوکی، و عقب نشینی ارتش این دولت در جنگ با پتولمی ها حکومت را به مرز فاجعه هولناکی سوق داد. در همین هنگام ساتراپ های باختر و پارت از قلمرو دولت اسالکه جدا شدند. ضمن رویدادهای بعدی پارت ها موفق به تشکیل دولت پارت (اشکانیان) گردیدند و در سرزمین های باختر و سفدیان، حکومت یونانی – باختری تشکیل گردید. لشکر کشی سلوکی دوم به شرق با وجود کامیابی های نخستین سرانجام به شکست گرائید. این گونه حاشیه شمال شرقی قلمرو سلوکیان از دست شاه آندودمان خارج شد.

بیدرنگ پس از آغار سلطنت آنیتوخ سوم، ساتراپ ماد، مولون و برادرش اسکندر که ساتراپ پیشین پارس بود، علیه دولت مرکزی اسالکه به پا خاستند. انگیزه این قیام چیزی جز جدائی خواهی بلند پایگاهن یونانی – مقدونی نبود. در این هنگام مولون، کامیابی های درخشانی بدست آورد و حتی بابل و بین النهرین را تصرف و خود را شاه اعلام کرد، اما این قیام سرکوب شد.

در آغاز سده دوم ق. م سلوکید ها حمله ای جدی به خاور مدیترانه یعنی مرزهای دولت دوم انجام دادند. جنگ میان رومیان و پادشاه سلوکید بر سر تسلط بر یونان بود. رویدادهای بعدی نشان دادند که پیروزی های پیشین آنتیوخ کاملاً ناپایدار بودند. دیری نپائید که به سال 189 ق.م از رومیان شکست سختی خورد و این گونه روند از هم پاشیدگی سلسله اسالکه که تا اندازه ای انگیزه آن سیاست آنتیوخ بود، سرعت گرفت.

RIAL 20,000 – خرید

اشتراک گذاری مطلب
ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز