خانه » مقالات تاریخی » دانلود مقاله در مورد امپراتوری روم

دانلود مقاله در مورد امپراتوری روم

دانلود مقاله امپراتوری روم از سری مقالات تاریخی با 91 صفحه و فرمت اجرایی word

امپراتوری روم عنوان این مقاله از سایت DownloadArticle.ir می باشد که قرار است در اختیار شما عزیزان قرار داده شود. مطالب مهمی که در این مقاله آمده است به صورت زیر می باشد :

  • در ابتدای مقاله موقعیت جغرافیایی ایتالیا بیان شده است.
  • در ادامه ساکنین نخستین ایتالیا نام برده شده و پیرامون هر کدام توضیحاتی داده شده است.
  • سپس دوره پادشاهی روم مورد بررسی قرار گرفته شده است.
  • دوره جمهوری روم یکی دیگر از موضوعاتی است که در این مقاله دیده می شود.
  • همچنین امپراتوری روم موضوع بعدی است که به آن اشاره شده است.
  • در ادامه این مقاله در مورد هنر و معماری رومیان باستان مطالبی نوشته شده است.
  • و در آخر به موضوع چگونگی انحطاط و سقوط امپراتوری روم پرداخته شده است.

بنیانگذاری رُم

ریشه های دقیق رم، رومیان و نخستین رویدادهای سرگذشت دور و دراز و فرخنده آن ها شاید برای همیشه در غبار زمان گم شده باشد. برای همیشه در غبار زمان گم شده باشد. البته این نبود قطعیت مربوط به دوران ماست. اگر می توانستیم به قرن نخست پیش از میلاد برگردیم، زمانی که تمدن رومی داشت به اوج خود نزدیک می شد و از یک رومی معمولی در مورد چنین موضوع هایی سوال کنیم، او احتماً پاسخی حاضر و آماده و از روی اطمینان داشت.

می گفت شهر بزرگ رم را رومولوس قهرمان زمانی در نیمه های قرن هشتم پیش از میلاد بنیان گذاشت و سپس نخستین پادشاه آن شد. (طی قرن نخست میلادی بود که دانشوران رومی کوشیدند به تاریخ دقیق بنیانگذاری این شهر دست یابند. این کار بسیار دشوار بود، چون رومیان طی سده ها از چندین تقویم و نظام گاهشماری گوناگون استفاده کرده بودند و در میان آن ها از قلم افتادگی و ناسازگاری وجود داشت. تاریخ 753 پیش از میلاد، که سرانجام مورد پذیرش قرار گرفت، بر محاسباتی مبتنی بود که مارکوس ترنتیوس وارو، دانشور سرشناسی که در 27 پیش از میلاد درگذشت، انجام داده بود).

بنابراین از نظر رومیان موضوع ریشه و آغاز گاه آن ها موضوعی کاملاً ساده بود. به نظر آن ها، تاریخشان و بیشتر فرهنگشان در زمان بنیانگذاری رُم به یکباره پدیدار شد، چنان که در اساطیر ملی غرور آفرین و رنگارنگشان شرح داده شده است.

آنچه رومیان نمی دانستند و دانش پژوهان امروزی می دانند این است که فرهنگ اولیه رومی به طور ناگهانی ظاهر نشد، بلکه طی سده های بسیار و به آهستگی شکل گرفت.

باستان شناسی نشان داده است که گروهی از قبایل لاتین زبان که رومیان به آن ها تعلق داشتند مدت ها پیش از قرن هشتم پیش از میلاد در ایتالیا زندگی می کردند. افزون بر آن، احتمالاً رُم به صورتی هدفمند و یک جا بنیانگذاری نشد، بلکه در محل این شهر از مدت ها پیش آبادی های ابتدایی وجود داشت که به تدریج در هم آمیختند و شهر کوچکی را پدید آوردند.

به تعبیری، آن شهر کوچک بعدها بزرگ شد، چرا که نسل های بعدی تمایل داشتند در جای ساختمان های قدیمی تر، ساختمان های جدید بنا کنند. در این فرایند، بقایای مهم گذشته مکرراً محو و فراموش یا وارد آن چیزی شدند که کلود موآتی، پژوهشگر تمدن های باستانی آن را پوشش افسانه ای می خواند.

در تکمیل آن پوشش افسانه ای، اسطوره پردازی رومیان ممکن است بر پایه خاطرات مخدوش از افراد و رویدادهای واقعی مربوط به سده های پیشین روم شکل گرفته باشد. بنابراین، باستان شناسان و تاریخ دانان، در ادامه دستیابی به اطلاعات جدید دریاره این دوره های پر ابهام، همچنان معتقدند که اساطیر و تاریخ روم با چنان پیچیدگی ای به هم تنیده شده اند که هنوز درک آن به خوبی میسر نیست.

دانلود مقاله در مورد امپراتوری روم

دانلود مقاله در مورد امپراتوری روم

نخستین سده های روم

دو مرحله نخست موجودیت روم به مثابه یک دولت – ملت، یعنی دو مرحله پادشاهی و جمهوری، دوره های رشد و گسترش بودند، چرا که رومیان ظاهراً قدرت و نفوذ خود را بی وقفه گسترش دادند و اکثر جهان مدیترانه ای را فتح کردند. این سال ها شاهد سرازیر شدن افکار تازه، آداب و رسوم اجتماعی، سبک های هنری و غیره از سوی مردمان دیگر نیز بود.

در واقع، یکی از ویژگی های خاص رومیان استعدادشان در تقلید از دیگران، توانایی وام گیری بهترین ویژگی های فرهنگ های بیگانه و سازگاری آن ها با نیازهای خاص خودشان بود.

فرهنگ های بیگانه ای که رومیان بیش از همه از آن تقلید کردند فرهنگ یونانیان و اِتروسک ها بود (اِتروسک ها مردمی ایتالیایی بودند که در اِتروریا، منطقه ای درست در شمال رم، زندگی می کردند). رومیان سرانجام بر هر دو این مردمان چیره شدند و آن ها را جذب خود کردند.

هر چند رومیان همیشه آماده پذیرش تغییر و اصلاح بودند، در تمام دوران جمهوری محافظه کار و سنت گرا باقی ماندند. آن ها با غروری خاص به گذشته، به سربازان و دولت مردان بزرگ و غالباً افسانه ای که رم اولیه را شکل داده بودند، می نگریستند و خاطره جایگاه و کارهای فوق العاده این قهرمانان گذشته الهام بخش رومیان بعدی باقی ماند.

دوران اوج روم

طی دو سده نخست امپراتوری روم، دنیای مدیترانه ای، که تقریباً بر همه آن روم فرمانروایی می کرد، از درجه ای از صلح و آرامش و رفاه برخوردار بود که پیش تر هرگز نمی شناخت و در تقریباً دو هزار سال بعدی نیز تکرار نشد.

این دوره فوق العاده بعدها به پاکس رومانا یا صلح رومی مشهور شد. آگوستوس (اوکتاویانوس پیشین) آن را در دوران فرمانروایی چهل و دو ساله اش شالوده ریزی کرد، دورانی که به عصر آگوستوس مشهور شد و طی آن او شالوده ای استوار و ماندگار برای کشوری نیرومند و صلح جو بنا کرد. از جمله سپاه را تجدید سازمان داد، برای شهر رم نیروی پلیس ایجاد کرد، اداره استان ها و نظام مالیاتی را اصلاح کرد، ده ها معبد، تئاتر، و دیگر ساختمان های عمومی بنا کرد و از هنر و ادبیات پشتیبانی کرد. در واقع دوران فرمانروایی او عصر طلایی هنر و ادبیات روم از کار در آمد.

یک کاوشگر ایتالیایی در سال 1863 یک تندیس بزرگ آوگوستوس را در رم کشف کرد، که به پریما پورتا آوگوستوس مشهور شده است. این مجسمه که کاملاً سالم است، او را در حالی نشان می دهد که زره سینه باشکوهی به تن دارد و دست راستش را به نشانه شکوهی آرام بلند کرده است، که نماد شایسته دوران افتخار و شکوه سرپرستی او است.

پاکس رومانا عصری نیز بود که در آن تمدن رومی بیشترین گسترش و نفوذ سیاسی خود را یافت. اکثر جانشینان بی واسطه آوگوستوس فرمانروایانی اندیشمند و کارآمد بودند که صلح و ثبات اقتصادی را برای جهان رومی به ارمغان آوردند.

پنج امپراتوری که از سال 96 تا 180 میلادی بر روم فرمانروایی کردند (نِروا، ترایانوس، هادریانوس، آنتونیوس پیوس، مارکوس آورلیوس) چنان کاردان و روشن بین بودند که تاریخ بعد ها به آن ها لقب جمعی پنج امپراتور خوب را اعطا کرد. آن ها قلمرو روم را به اوج سیاسی، اقتصادی و فرهنگی اش رساندند.

طبقات و نهادهای اجتماعی روم

جامعه روم هیچ گاه ایستا نبود، بلکه همواره در حال رشد و تغییر بود، چرا که حکومت روم، نهادهای آن و شهروندانش به تغییر زمان، نیازها و فرصت ها واکنش نشان می دادند و دیدگاه ها درباره آنچه جامعه رومی اخلاقی، درست و مفید می دانست در گذر قرن ها تحول پیدا می کرد.

برای مثال در دوران اولیه روم، اکثر مردم، حتی اندک کسانی که ثروتمند بودند، عموماً زندگی ساده و بی پیرایه ای داشتند و تجملات غیر ضروری را نادرست و بالقوه دارای اثرات فاسد کننده می دانستند. به جز مسابقات اسب دوان، کم تر مسابقات عمومی وجود داشت، زیرا مقامات می کوشیدند ارزش های سنتی محافظه کارانه را حفظ کنند، چون فکر می کردند چنین نمایش هایی مشوق تنبلی عمومی است یا ممکن اس نظم عمومی را مورد تهدید قرار دهد.

اما در اواخر دوره جمهوری و اوایل دوره امپراتوری روم بسیاری از چنین نگرش های محافظه کارانه ای سُست شد، که سبب آن تا حدی تماس روم با مردمان دیگر، به ویژه یونانیان آزادمنش تر بود. گردآوری ثروت و تجملات زیاد برای بسیاری از رومیان مقبولیت بیشتری یافت و همه نوع مسابقات عمومی در سرتاسر دنیای رومی محبوبیت گسترده ای پیدا کرد.

دانلود تحقیق درباره روم باستان

دانلود تحقیق درباره روم باستان

ضعیف شدن قلمرو روم

رشته رخدادهایی که تاریخ دانان از آن به عنوان زوال و سقوط تمدن روم یاد می کنند یکی از مشهورترین و مهم تری چرخشگاه های تاریخ غرب را تشکیل می دهد.

برخلاف چرخشگاه های بزرگی که کاملاً ناگهانی، مشخص و به راحتی فهم پذیر بودند (مثلا، انقلاب فرانسه)، فرایند زوال و سقوط روم طولانی و پیچیده بود و هنوز هم کاملاً درک نشده است، شاید به این سبب که این فرایند در یک دوره دست کم سه قرنی رخ داد و علل مختلفی در آن دخیل بود که پژوهشگران در مورد اهمیت هر یک از آن ها هنوز بحث دارند.

از آن گذشته، زوال روم چرخشی ساده و یکنواخت رو به پایین نبود که از نقطه آ آغاز شود و به راحتی در نقطه ب پایان یابد.

برای مثال، قلمرو روم در قرن سوم تقریباً گرفتار آشوب و هرج و مرج شد و بدین سبب تا حد زیادی رو به تباهی رفت، اما در اوایل قرن چهارم، در یک نمایش شگفت انگیر واگشت پذیری، تا حد زیادی به برکت اصلاحات و رهبری نیرومند امپراتوران دیوکلتیانوس و کنستانتینوس، موقتاً از نو قد راست کرد.

از این رو، شاید دقیق تر باشد که بحران ها و بازیابی های مختلف سیاسی، اقتصادی و غیره سده های سوم و چهارم را، به تعبیر دانشور برجسته آوریل کامرون، مراحل گذرایی (در یک نظام امپراتوری در حال توسعه و تحول) توصیف کنیم.

چنین نظامی سرانجام فرو می پاشید. اما مهم است تاکید شود که رومیان سده های سوم و چهارم متوجه نبودند که رو به زوال و افولی گریزناپذیرند و بیشتر قلمرو به ظاهر ابدیشان به زودی موجودیت خود را از دست خواهد داد.

سقوط امپراتوری روم

نبرد آدریانوپل در سال 378 میلادی مقطع مناسبی برای مشخص کردن سرآغاز لغزیدن نهایی امپراتوری روم به ورطۀ فراموشی در طول یک قرن به شمار می آید. بسیاری از سربازان رومی که در نبرد جان باختند هیچ گاه جایگزین نشدند، و اکثر کسانی که در دهه های بعدی جای آن ها را گرفتند و به خدمت در آمدند نسبت به سربازان قرن های پیشین از انضباط کمتری برخوردار بودند و آموزش کافی نداشتند. بدتر شدن پیوسته وضع سپاه روم در اواخر قرن چهارم و تمام طول قرن پنجم یکی از علل اصلی سقوط روم بود.

تضعیف سپاه روم با یک رشته تهاجم های وسیع خارجی به قلمرو آن همزمان شد. قبایل شمال اروپا در گذشته گهگاه دست به تاخت و تاز زده بودند، اما در سده پس از شکست آدریانوپل، تاخت و تاز آن ها گسترده تر و بیشتر شد.

این تهاجم ها یکی دیگر از علل اصلی سقوط امپراتوری روم بود. نه تنها سپاه روم کارآمدی خود را در متوقف ساختن این متجاوزان به طور فزاینده ای از دست می داد، بلکه حکومت هر از گاهی از روی نابخردی دست به معامله با آن ها می زد.

این فرایند، که در آن به قبایل گوناگون بخش هایی از قلمرو روم واگذار می شد، پیوسته از اندازه قلمرو و اقتدار حکومت مرکزی می کاست. نتایج این اقدامات و دیگر عوامل مرتبط با آنها برای امپراتوری روم به ناگزیر نابودی به همراه آورد.

4000 تومان – خرید
اشتراک گذاری مقاله
ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز